تبليغاتX
حضرت معصومه(س)

مباهله

افق را غباري غليظ فرا گرفته بود. ساعت ها از آغاز روز مي گذشت، ولي خورشيد سرد و افسرده از پاشيدن نور بخل مي‌ورزيد.

منذر پيش از اين هم مدينه را ديده بود، ولي هرگز آن را همچون امروز نيافته بود.

همين ديروز، خورشيد تمامي دارايي خويش را بي دريغ پيش کش اهل مدينه کرد و نور طلايي آن گلواژه هاي اين فراز از کتاب مقدس را سرمه ي چشمانش نمود:

از ميان آفريده هايم احمد را از زادگاهش که در فاران و مقام ابراهيم واقع است به پيامبري بر مي انگيزم... خوشا به حال کسي که در زمان او حاضر باشد، سخنش را بشنود و به او ايمان آورد.

اما امروز با بُهت عجيبي در اوج تابستان، پوشيدنِ لباس پاييز را بر اندام مدينه احساس مي کرد. درختان قامت خم کرده و شاخ و برگ را بر زمين مي کشاندند. پرندگان دست از پُر کردن چينه دانِ خود کشيده بودند. همه ي موجودات در عمق فروتني، آخرين فرمانِ شرکت در مانورِ عذاب الهي را انتظار مي کشيدند، نفس ها در سينه ها حبس شده بود.

در ميان سکوت سرد و ابهام آلود، نفس هاي عاقب درنگ چهره ي اهتم بن نعمان آن رهبرِ کهنسال نجراني که کوله بار تجربه اش را از شهر مرزي نجران توشه ي راه مسيحيان کرده بود ـ منذربن علقمه را کلافه مي کرد. صليبي را که برگردن آويخته بود، در بين دستانش فشرد. گويا تنها حلقه ي اتصالش به زندگي همين بود.

مباهله

از ميان آفريده هايم احمد را از زادگاهش که در فاران 3 و مقام ابراهيم واقع است به پيامبري بر مي انگيزم... خوشا به حال کسي که در زمان او حاضر باشد، سخنش را بشنود و به او ايمان آورد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 8:33  توسط مبارکه | 
رخداد غدیر در ذى حجه سال دهم هجرى، تنها یک حادثه تاریخى نیست؛

غدیر، تنها نام یک سرزمین نیست، یک تفکر است؛

نشانه اى است از تداوم خط نبوت؛

چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد؛

غدیر، روز اکمال دین، اتمام نعمت و موجب خشنودى خداست؛

روز بزرگ، روز گشایش و روز تکامل است؛

غدیر، نه تاریخ است، نه جغرافیا و نه روایت، بلکه ولایت است؛

پیشوند غدیر، رسالت است و پسوند آن، ولایت و امامت.

تا صورت پیوند جهان بود، على بود تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود
شاهى که ولى بود و وصى بود، على بود سلطان سخا و کرم و جود، على بود
آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس در خوان جهان پنجه نیالود، على بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بستود، على بود

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 12:56  توسط مبارکه | 
و این روز باید روز ولایت علی علیه‌السلام باشد، روزی که ابراهیم علیه‌السلام از میان کوهی از آتش در برابر نگاه های شعله ور از آتش خشم و نعره شوم اهریمنان، پرده تیرگی ها و جهالت نمرودیان را پاره کرد و در میان شعله ها حقیقت را فریاد زد که تکه های یقینش در میان آتش نخواهند سوخت... و تو باید بیاموزی که به تولاّ رسیدن؛ یعنی رمز از خود بی خود شدن؛ نور شدن و بی وقفه تابیدن.

عید غدیر

و ابراهیم علیه‌السلام به تولاّ رسید در منجنیق؛

و این روز، روز ولایت علی علیه‌السلام شد تا آنان که عناد می ورزند در جهل مرگ بار خویش بمانند که تولاّ به آنان نمی رسد.

روزی که آرمانی ترین اندیشه را پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در اذهان همگان جاری ساخت تا جهان خاکی در تحولی عظیم و جهان افلاکی با ذوقی سلیم، عبادت خدا را سرلوحه خویش قرار دهد.

این روز باید روز ولایت علی علیه‌السلام باشد، روزی که آب، آلودگی قرن ها را شست و کشتی ماند و ناخدای آن، و آنان که ایمان آورده بودند ندای الهی کشتیبان را... ناخدایی که بلندای عصای ایمانش به اوج می رسید و ایمان آورندگان به نوح می دانستند که آنگاه که مهلت تمام شود، بارش صاعقه ها را هیچ گریزی نیست و ایمان نیاورندگان به ولایت... غدیر فرصتی دیگر بود برایشان... فرصتی که صراط مستقیم بود...

غدیر نور ازلی است که پیش از آفرینش جهان، در رگ های هستى، جاری بود؛

بهار خجسته ای که تکامل واپسین زمین را نوید می داد...؛

روز شکوفایی ولایت در قاموس خلقت...؛

روزی که آرمانی ترین اندیشه را پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در اذهان همگان جاری ساخت تا جهان خاکی در تحولی عظیم و جهان افلاکی با ذوقی سلیم، عبادت خدا را سرلوحه خویش قرار دهد...

و این برکه، سکوی جاودانگی بود، برکه ای از تدبیر برای رسیدن به رستگاری های پیاپى، رفتگان برگشتند و نیامدگان شتاب کردند تا در این آبگیر به اقیانوس رحمت خدا پیوند خورند که اینجا درِ بهشت باز می شود و شد...

و درخت هستی کمال یافت و قرابت انسان با خدا آشکار گردید. و باران الطاف رحمانی بر گلزار جان های تشنه باریدن گرفت تا توفان های حریص، حریم سبز درختان را به بازی نگیرد و عدالت پشت حصارهای تبعیض، به فراموشی سپرده نشود...

و غدیر؛ روزی که هستى، تمامت خود را بدو بخشید که:

آحاد ملک چو سجده بر آدم کرد

بـر نــام علــی و شوکــت خاتــم کــرد

در روز غدیر خــم نـه تــنـها آدم

بر قامت علی مرتضی فلک سر خم کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:46  توسط مبارکه | 
امام هادی علیه السلام همچون دیگر نیاکان پاکش، سرمشق اخلاق پسندیده، پارسایی و بندگی حضرت حق بود. فضیلتها و صفات والای انسانی آن حضرت، چنان با ارزش بود که دانشمندان، سیاستمداران و سیره نویسان بزرگ، به ستایش آن حضرت پرداخته و قلم فرساییها کرده‌اند.

امام هادی (ع)

 

 

 

 

 

ابن شهر آشوب در کتاب مناقب در توصیف حضرت هادی علیه السلام چنین به مدح و ستایش ایشان می‌پردازد: «حضرت هادی علیه السلام از نزدیک، نمکین ترین و از دور، کامل ترین انسانها بود. هرگاه سکوت می‌کرد، هیبت و شکوهش آشکار و چیره می‌شد و هرگاه سخن می‌گفت، بها و مقامش چشم گیر می‌گردید. نشانه خاندان رسالت از سیمایش می‌درخشید؛ چراکه او میوه درخت رسالت، شاخه ای از بوستان نبوت و گزیده ای از دودمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود».

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:39  توسط مبارکه | 
 علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

خورشيد چراغکي ز رخسار عليست     مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات       همسايه ديوار به ديوار عليست


دلا امخدايا به حق شاه مردان                     مرا محتاج نامردان مگردان 
شب به مي بايد وضو کرد              و هر ناممکني را آرزو کرد 
 

 چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه کس گناه ما بود ولي
آن را به محبت علي بخشيدند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:39  توسط مبارکه | 
یكی از بارزترین مصادیق «سیر الی الله» همین جریان حج است كه انسانی كه به حج می‌رود سفر الهی دارد. گرچه انسان در هر جا می‌تواند خدا را  زیارت و عبادت كند و «ضیف الرحمن» باشد ولی ذات اقدس الهی بعضی از مكان‎ها و برخی از زمان‎ها را برای ضیافت و برای پذیرایی آماده كرده است و مشخص كرده است و فرمود: «فَفِرُّوْا إِلَی اللهِ» كه در ذیل این كریمه آمده است یعنی سفر به حج[و] قهراً فرار از غیر خداست به خدا . چون خدا همه جا هست معنای «سیر إلی الله» سیر مكانی یا زمانی نخواهد بود؛ خدا در هر زمان و در هر زمین و در همه موارد هست: «هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الأرْضِ إِله» قهراً حج یك سرّ خاصی خواهد داشت كه «فرار الی الله» به صورت حج تفسیر شده است و آن «فرار الی الله» این است كه انسان ماسوی الله را ترك كند و الله را طلب بكند. پس یكی از اسرار حج ترك ماسوای خدا و طلب خداست: «فَفِرُّوْا إِلَی اللهِ.»

حج

یكی از بارزترین مصادیق «سیر الی الله» همین جریان حج است كه انسانی كه به حج می‌رود سفر الهی دارد. گرچه انسان در هر جا می‌تواند خدا را  زیارت و عبادت كند و «ضیف الرحمن» باشد ولی ذات اقدس الهی بعضی از مكان‎ها و برخی از زمان‎ها را برای ضیافت و برای پذیرایی آماده كرده است.

 

حج با انگیزه‌های غیر خدایی مصداق روگردانی از خداوند

پس اگر كسی حج را به قصد تجارت انجام داد یا به قصد شهرت انجام داد یا به سایر مقاصد انجام داد، این فرار عن الله كرد؛ نه فرار الی الله. مثل این كه «جهاد عن الله» داریم و «جهاد فی الله» آنچه كه در قرآن دستور رسیده است «الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» است، ولی عده‎ای جهاد عن الله دارند؛ نه فی الله. از خدا روگردانند؛ به كار خود و جاه خود و شهرت خود و امثال ذلك متكی و وابسته‌اند. اینها جهادشان عن الله است [و] قهراً راه را هم گم می‌كنند؛ چون «الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» و اما «الذین جاهدوا عن الله» همان است كه «فتفرقوا عن سبیل الله» می‌شود. فرار هم این چنین است؛ گاهی الی الله است [و] گاهی فرار عن الله. حج به عنوان فرار الی الله در قرآن بازگو شده است؛ یعنی یك انسان حاجی همین كه قصد حج یا عمره را دارد سیرش به طرف خداست و سیر به طرف خدا؛ یعنی اعتماد بر خدا و دیگر هیچ. اگر كسی به زاد و راحله خود تكیه كند، به كسب و كار خود تكیه كند، به همراهان خود تكیه كند، این فرار به [سوی] همراهان كرده است؛ نه فرار به سوی خدا. این سفر به سفره خود كرده است؛ نه سفر به ضیافت الله و امثال ذلك.

پس یكی از اسرار حج آن است كه انسان از غیر خدا ببرد [و] به خدا وصل بشود. در همان تهیه مقدمات این چنین است. كسی كه می‌خواهد در شهرش لباس احرام فراهم بكند، مالش را تطهیر بكند، وصیتنامه را تنظیم بكند و از بستگانش خداحافظی بكند، از همان قدم اولش به عنوان «فرار الی الله» اینها را انجام می‌دهد كه این می‌شود سرّی از اسرار حج [و] قهراً در همه این حالات با خداست این سیرش «الی الله»، «فی الله»، «مع الله» و «بالله» است. این كه در دعاهای حج و مانند آن آمده «بسم الله دخلت و بسم الله خرجت و فی سبیل لله» شاید ناظر به همین باشد؛ یعنی [در] این كار با نام خدا [داخل شدم و با نام خدا از منزل خارج شدم] و در راه خدا شروع كردم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:33  توسط مبارکه | 
HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 18:31  توسط مبارکه | 

In the north west of Iran at the foot of Mount Sahand in Kandovan, the   villagers live in cave homes carved out from the volcanic rock.

The age of some houses is more than 700 years

             Very impressive

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 18:16  توسط مبارکه | 

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم.

 

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخش!!

  

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ...

 

نمی دانم ،

مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ...

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 18:2  توسط مبارکه | 
2 ماه برنامه‌ریزی برای این تجمع انجام شده بود. ده ها پوستر و شعار، تبلیغات گسترده ماهواره‌ای، دیوارنویسی تشکیلاتی بخشی از تلاش سبزها برای به خیابان کشیدن مردم بود.
به طور کلی شعارها بر روی "ماندن در خیابان تا تحقق خواسته‌ها" و "اولین تجمع هدفمند" تمرکز داشتند.

یک هفته پیش از این تجمع، "محسن س." که خط دهی آشوب ها را در تلویزیون صدای آمریکا به عهده دارد مدعی شد از آنجایی که ادعای تقلب در انتخابات "جرم بزرگ" خوانده شده، 13 آبان حضور سبزها میلیونی خواهد بود، چون سبزها می دانند اگر حضور پیدا نکنند سران اصلاح طلب دستگیر خواهند شد. با همین تفکر سبزها تمام توان خود را برای کشاندن جمعیت به خیابان به کار بردند.

این بار هم بنا بود مانند روز قدس کیلومترها دورتر از تجمع اصلی مردم جمع شوند تا صدایشان در میان امواج مردم گم نشود. تجمعشان در ظاهر اعتراض به تقلبی بود که هیچگاه ثابت نشد و این تجمعات برای انحراف موضوع اصلی مسائل بعد از انتخابات، یعنی ادعای "تقلب 11 میلیونی" است. زیرا در صورتی که این جریانات فروکش کند و این برخوردهای احساسی و هیجانی خاتمه یابد، در فضایی منطقی و معقول هواداران حوادث را متوجه رهبران این جنبش می دانند که با ادعایی کذب تمام ظرفیت‌ها و توان این جنبش را نابود کردند. همانطور که دیدیم، با فروکش کردن آشوب‌ها و جوسازی‌ها طی این مدت، ریزش شدیدی در پایگاه این جریان بوجود آمد.

 


** تجمع 13 آبان و حواشی

ساعت 8 صبح حرکت کردم. این بار می خواستند کار نظام را یکسره کنند و اولین "تجمع هدفمند"شان بود. پس شاید در تجمع اصلی مقابل سفارت هم حضور می‌یافتند. ابتدا به مقابل لانه جاسوسی رفتم تا حضور سبزها را بررسی کنم. از سه راه طالقانی تا پل حافظ چنان جمعیتی بود که از خیابان امکان عبور نبود و عبور از پیاده رو هم به سختی صورت می گرفت. اما هیچ اثری از سبزها نبود. مردم یکپارچه شعارهای ضد آمریکایی می دادند و وحدت و همدلی در صفوف آنها موج می زد.

به سمت هفت تیر حرکت کردم. پس از نیم ساعت پیاده‌روی از خیابان خردمند وارد کریمخان شدم. در خیابان های اطراف هم خبری نبود. کم کم فکر کردم من اشتباه می کنم و تجمع سبزها برای روز دیگری بوده است! اما با ورود به کریمخان و مشاهده جمعیت چند ده نفری آنها و شعارهای "مرگ بر روسیه" فهمیدم که درست آمده ام و تجمع هدفمند سبزها امروز بوده است. سعی می کردند شعارهایی انحرافی بدهند، ولی صدایشان در میان مرگ بر آمریکای مردم گم بود.

وارد میدان هفت‌تیر که شدم گروه های چند ده نفری سبزها را دیدم که در نقاط مختلف تجمع کرده بودند، ولی در برابر سیل جمعیت جرأت سر دادن هیچ شعاری نداشتند. بازهم گفتم شاید این چند نفر (که کل جمعیت سبزهای حاضر در میدان به 300 نفر نمی رسید) نیز مانند من اشتباه کرده اند و تجمع میلیونی و سازماندهی شده مربوط به امروز نبوده! تا ساعت 2 بعد از ظهر در میدان ماندم، اما بازهم خبری نشد.

گاهی از گوشه‌ای شعار "مرگ بر روسیه" شنیده می‌شد که در مقابل مردم این کلام از امام را نشان می دادند:

« ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم ... بايد هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاهها معرفي كنيد، ننشينيد كه باز يك جايي را آتش بزنند. اينها مي خواهند خرابي كنند كار ندارند به اين كه كي كشته بشود و كي از بين برود ... يك دسته شوروي را طرح مي كردند تا امريكا منسي (فراموش) بشود ... خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر امريكا منسي بشود. » (صحيفه امام ج 15 ص29)

نکته جالب توجه حضور چشمگیر زنان و مردان میانسال و مسن بود. ظاهرا این بار با تمام توان وارد صحنه شده بودند. در تمام عکسها و فیلمها حضور زیاد افراد میانسال مشهود است.

و بعد از تجمع ...

ابتدا سایت ها و وبلاگهای سبز ها را چک کردم. نوشته بودند سیل جمعیت در حال پیوستن به سبزها هست و ساعت 5 با تعطیلی ادارات کار نظام یکسره می شود! چند فیلم هم از حضور خود در 13 آبان آپلود کرده بودند. با سرعت تمام فیلمها را دانلود کردم. اما اینجا تعجبم دو چندان شد. در همه کلیپ ها جمعیت کمتر از 100 نفر بود و تنها یک فیلم جمعیتی بالغ بر 200 نفر را نشان می داد که آنرا با عنوان نماد حضور بی سابقه خود نام برده بودند.

با جمع بندی تمام تصاویر و فیلم‌های منتشر شده و مشاهداتی که داشتم،
حداکثر سبزهای حاضر در میدان هفت تیر 200-300 نفر بود که با احتساب جمعیت تمام خیابان های اطراف، جمعیت آنها بین هزار تا دوهزار نفر بود که در گروه های چند ده نفری یا صد نفری در نقاط مختلف تجمع داشتند. سایتهای سبزها در حداکثر اغراق خود تمام جمعیت مخالفان را 5 هزار نفر مدعی شدند.

بنا بود شعار اصلی سبزها در 13 آبان "نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی" باشد. اما جمعیت بسیار کم و نا امید کننده چنان شوکی به آنها وارد کرده بود که شعار اصلی خود را به کلی از خاطر بردند! چون نه در حضور 6 ساعته خود آنرا شنیدم و نه در فیلم های خودشان از آن خبری بود!
 
حسین کروبی، فرزند کروبی در مصاحبه ای با ایرنا با رد در حصر بودن میرحسین موسوی گفت: «نباید به ملت دروغ گفت و در واقع او شهامت حضور در راهپیمایی 13آبان را نداشت
وی ادامه داد: «به هر حال هر فردی از ویژگی های خاصی برخوردار است و نباید ترس و نداشتن شهامت را با بیان ادله غیرمنطقی استتار كرد.»
حسین كروبی گفت: «چطور آقای موسوی همیشه در زمان راهپیمایی در حصر هستند؟ نباید به ملت دروغ گفت به هر حال این نوع عملكردها به روحیات اخلاقی هر فردی بستگی دارد.»

بلافاصله سایتهای اصلاح طلب و طبق معمول بی بی سی که در شوک 13آبان به سر می‌بردند با دستپاچگی این خبر را دروغ قلمداد کردند. اما خبرگزاری ایرنا فایل صوتی صحبت‌های حسین کروبی را منتشر ساخت.

فرض کنید موسوی در تجمع حاضر می شد، تصمیم داشت در کدام تجمع و در بین کدام هوادار حضور داشته باشد؟ در میان جمعیتی چند صد نفری؟ آن هم با 2 ماه تبلیغات و دعوت همه جانبه؟ آن هم در میان هوادارانی که شعارهای تند و نامعقول و دور از مدنیت سر می دادند؟ برای همین بود که موسوی هوادارانش را تنها گذاشت.


** شوک بزرگ و نا اميدی فراگیر

الان دو روز از حماسه مردمی 13 آبان گذشته، اکثر وبلاگها و سایتهای سبزها که تا شب 13 آبان هر ساعت به روز می شدند، در "کما" به سر می برند و دیگر سایت را به روز نمی کنند و یا دیگر از این موضوع حرفی نمی‌زنند. زیرا نمی توان تصویری از چند ده نفر را به عنوان "تجمع میلیونی" و "ماندن در خیابانها" روی سایت قرار داد
.

 

سایت اصلی ساماندهی آشوب ها با نام "موج آزادی" که همیشه جمعیت هزار نفری را هم میلیونی می دید، این بار تیتر اصلیش این بود:  به همه‌ی «دوستان نا امیدم»!
که نویسنده کوشیده است نشان دهد تجمع کمرنگ و چند نفری سبزها خود پیروزی است، چون توانسته اند عکس منتخبان مردم را آتش بزنند و به آنها توهین کنند و شعارهای تند بدهند. این نهایت آزادی برای این گروه است! اما لحن شکست و ناامیدی از سراروی همین نوشته‌ی امید دهنده می بارد.

شاید بپرسید آیا در کل کشور همین دو هزار نفر با دولت مخالفند؟ قطعا نه، ولی اکثریت 40 میلیونی مردم با پذیرش نظر اکثریت و احترام به مردمسالاری و فارغ از آشوب و هرج و مرج، رئیس جمهور منتخب مردم را رئیس جمهور خود می دانند.

ابطحی پیش از دستگیری و روز بعد از انتخابات در وبلاگ خود نوشت "جریان اصلاح‌طلب باید به این نتیجه رسیده باشند که دیگر از طریق صندوق‌های رای نمی‌شود به فکر اصلاح بود." سردمداران اصلاحات که در نظرسنجی‌های پیش از انتخابات از شکست خود آگاه بودند، تصمیم به تجمع خیابانی و "وجب کردن" هواداران خود در کف خیابان گرفتند تا شائبه تقلب را تقویت کنند. اما نقشه ها درست از آب در نیامد و با آگاه شدن مردم، تنها همان یک وجب از هوادارانشان باقی ماند و موج سبزی که 13 میلیون رای داشت امروز از متن مردم بسیار فاصله گرفته است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 10:11  توسط مبارکه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من مبارکه 24 سال دارم و متولد بابل هستم دوره کارشناسی را در دانشگاه مازندران رشته فیزیک و در حال حاضر در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه سمنان هستم هدفم از این نامگذاری ورودم به ستاد حضرت معصومه(س) بود امیدوارم با نظرات خود مارا در بهبود وبلاگ یاری کنید.
با تشکر

پیوندهای روزانه
سمساری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
به تماشا سوگند
رسم زمانه
پاتوق
یادداشتهای فیزیکی
حرفهای دل فیزیکی
دانشگاه سمنان
تبیان
بایدهای مدیریت
دوستت دارم
physic homework
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM