تبليغاتX
حضرت معصومه(س)

امام رضا

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
از حضرت هادى ، على بن محمد بن على بن موسى الرضا علیه السلام ، شنیدم كه فرمود:
 
هر كه برآورده شدن حاجتش را از خدا بخواهد، باید غسل كرده به حرم حضرت رضا علیه
 
السلام رود، در بالاى سر آن حضرت دو ركعت نماز بخواند در قنوت نماز آنچه بخواهد - در
 
صورتى كه كار حرام یا قطع رحم و خوایشاوندى نباشد - از خدا بخواهد، خداى تعالى نیازش را
 
برآورده سازد
 
یا امام رضا بحق پسرت جواد الائمه زیارات ما رو قبول کن و حاجات همه نیازمندان رو بده.....
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 16:36  توسط مبارکه | 
بعد از دو ماه عزاداری محرم و صفر تذکره کربلا و مکه و قبولی عزاداریمون رو از امام رضا در سی ام صفر گرفتیم ....                         

  انشاء الله عزاداری همه قبول باشه

من غریبم، من شهیدم، من رضایم

امام علی رضا(ع)

من کشته ی زهر جفایم

چشم و چراغ مرتضایم

رضا غریب الغربایم

من غریبم، من شهیدم، من رضایم

شهر خراسان، کربلایم

کنار قبر با صفایم

شیعه کند گریه برایم

من غریبم، من شهیدم، من رضایم

از سینه ام خیزد شراره

گردیده قلبم پاره پاره

جواد می کند نظاره

من غریبم، من شهیدم، من رضایم

شهیدِ بی جرم و گناهم

نَفَس شده شعله ی آهم

شد قصرِ مامون قتلگاهم

من غریبم، من شهیدم، من رضایم

من آن امام مهربانم

که قاتلم شد میزبانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 16:28  توسط مبارکه | 
حضرت محمد

۲۸ صفر سالروز رجعت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) و امام حسن مجتبی (ع) و آخر صفر سالروز شهادت امام رضا (ع) را گرامی می داریم.

ثانیه‏های سوگوار، ثانیه‏های تا همیشه اندوهگین، ثانیه‏های اضطراب؛ حادثه نزدیک است.

دست‏هایش را به سفر، به سوی بارگاه خداوندی فرستاده است.

خداحاف1 گلوی سوخته تاریخ!

بغض، در حنجره خاک می‏پیچد. خداحافظ!

تمام سرهای دنیا بر گریبان اندوه فرو رفته‏اند.

باران، شدیدتر می‏کوبد از چشم‏ها بر گونه‏ها؛ فراق نزدیک است.

خداحافظ!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 15:45  توسط مبارکه | 
 

حضرت محمد

 

 

 

 

تاریخ می‏بیند که...

خاطرات مسجد، سیاه پوشیده است.

غزل، بی‏کسی خویش را فریاد می‏زند.

«تنهایی»، در گوشه دل، زانوی غم بغل کرده است.

از متن دقایق، ضجه فواره می‏زند.

بر آینه فضیلت‏ها، گردی از اندوه نشسته است.

ماتمی درون نی‏های دشت، رخنه کرده است. خانه متصل به وحی، بی‏تابانه می‏گرید.

مدینه در دو بیتی‏ترین ناله‏ها می‏سوزد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 15:42  توسط مبارکه | 

حضرت محمد

ملکوت نگاه بارانیت

راوی یک مدینه اندوه است

سالیانی است از غم غربت

خاطر خسته‌ی تو مجروح است

این اهالی ظلمت دنیا

مردمان قبیله‌ی وهمند

در سلوک هدایت و رحمت

اشتیاق تو را نمی فهمند

ماتم این شکنجه های کبود

غصه ها بی مجال پیرت کرد

سینه‌ی غرق نور و سنگ ستم

داغ چندین بلال پیرت کرد

بی کسی خو گرفته بود آقا

با اهالی شعب دلتنگی

می شکستی چنان غریبانه

در حوالی شعب دلتنگی

دیده هر دم غروب عام الحزن

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 15:35  توسط مبارکه | 

اربعین

آسمان چه خون رنگ است! زمین چه بى تابانه چونان گهواره کودکى گریان، زیر پایمان تکان مى خورد و مى لرزد! اینک، هنگامه اى شگرف است. ندیده بودیم مرغان هوایى را که این گونه دردمندانه در این آسمان سرخ، پر و بال بزنند و ناله شان به گوش همه تاریخ برسد.

فریادى بلند از فراسوى زمان به گوش مى رسد. کسى انگار بر مرگ فرزند آدم مى گرید...!

نینوا! همدردى کن با کودکانى ناآرام؛ با زنانى که به خود مى پیچند از درد فراق؛ با زینب علیهاالسلام، که در این چهل روز، مرگ را هزار باره، با چشم خود دید و صبورى پیشه کرد.

نینوا! امانت دارى کن. خون مقدسى از شاهرگ هستى، بر خاک تو ریخته است.

بدن مقدسى از عرشى ترین پاکان، بر خاک تو، زیر سُمّ سنگى اسبان، لگدمال شده است. امانت دارى کن و مگذار طوفان فراموشى و مرگ، خاطراتت را برباید!

نینوا! فریادت را آزاد کن؛ بگذار همه آدمیان بدانند این، کاروان حسین علیه السلام است که پس از چهل روز، آمده است به زیارت مولا؛ آمده است تا شکایت خود را در گوش تو زمزمه کند.

نینوا! از این پس تو خاک خونین و رمزآلودى هستى که پرچم جاودانگى را بر آن نصب کرده اند... بمان تا ابد!

شاید کربلا دیگر هیچ زمان قرص کامل ماه را نبیند؛ از وقتى سر بریده خورشید بالاى نیزه رفت، شرم دارد لبانش را بر جاى بوسه زینب بگذارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:19  توسط مبارکه | 
مقام عظمای ولایت:

باید گفت که اولین جرقه های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله شهید نواب در من به وجود آمد و هیچ

شکی ندارم که اولین آتش را در دل ما نواب روشن کرد.

ایشان در ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ به همراه عده ای از یاران باوفایشان شربت شهادت را نوشیدند.

یاد شهید نواب و اعضای فداییان اسلام را گرامی می داریم ....

روحشان شاد و راهشان مستدام باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:12  توسط مبارکه | 

 

اربعین

آنچه باید بررسی شود این است که منظور از مؤمن در سخن امام حسن عسکری صلوات الله علیه چیست؟ دو احتمال در معنای کلمه مؤمن در این روایت وجود دارد: یکی اینکه منظور از انسان مؤمن، مؤمن به مفهوم عام آن است تا شامل تمامی مسلمان اعم از شیعه و سنی بشود. احتمال دوم این است که منظور ایمان و اعتقاد به امامت دوازده معصوم از اهل بیت پیامبر اسلام علیهم السلام باشد

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه. نساء/ 136

برای پاسخ به این پرسش لازم است مضمون روایتی را که از امام حسن عسکری صلوات الله علیه  وارد

شده است مورد توجه قرار داد. متن روایت چنین است:                       

وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِیِّ ع أَنَّهُ قَالَ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: صَلَاةُ الْخَمْسِینَ وَ

زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ.

حضرت عسكرى- علیه السّلام- فرمود: علامت مؤمن پنج است: پنجاه و یك ركعت نماز (واجب

و مستحب) در شبانه‏روز، زیارت‏ اربعین‏، انگشتر به دست راست كردن، پیشانى به خاك نهادن،

و بسم اللّه را بلند گفتن‏. 

زیارتتون قبول انشاءالله سال بعد زیارت اربعین رو تو حرم امام حسن بخونیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 19:30  توسط مبارکه | 

 

 

بار بگشایید، این‌جا كربلاست

آب و خاكش با دل و جان، آشناست

بر مشام جان رسد، بوی بهشت

به‌به! از این تربت مینو‌سرشت

كربلا، قربان‌گه ذبح عظیم

عرش رحمان را صراط مستقیم

گر خدا خواهی‌، برو این راه را

كن زیارت، كوی ثارالله را

شد ز عاشورای او، یك اربعین

قتلگاهش را به چشم دل ببین

گَرد غم افشانده بر سر، كهكشان

اشك خون ریزد هنوز از آسمان

اختران سوزند چون شمع مزار

مرغ شب می‌نالد این‌جا زارزار

گویی از آن خیمه‌های نیم‌سوز

خود صدای «العطش» آید هنوز

باشد از حسرت در این‌جا یاد‌ها

هان! به گوش دل شنو، فریاد‌ها

در دل هر ذرّه، صدها مطلب است

ناله‌ی سجّاد و اشك زینب است

باید این‌جا داشت گوش معنوی

تا مگر این گفت‌وگو‌ها بشْنوی:

عمّه‌جان! این‌جا حسین از پا فتاد

چهره بر این تربت خونین نهاد

عمّه‌جان! این قتلگاه اكبر است

جای پای حیدر و پیغمبر است

عمّه‌جان! قاسم در این‌جا شد شهید

تیر بر قلب حسین این‌جا رسید

عمّه‌جان! عبّاس این‌جا داد دست

وز غمش، پشت پدر این‌جا شكست

اصغر لب‌تشنه این‌جا، عمّه‌جان!

شد ز تیر حرمله، خونین‌دهان

از برای غارت یك گوش‌وار

شد در این‌جا، كودكی نیلی‌عذار

تا قیامت، كربلا ماتم‌سراست

حضرت مهدی، «حسان»! صاحب‌عزاست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 19:26  توسط مبارکه | 
میلاد ماست دور و بر سالهای شصت       نسلی که خون ندیده زخمپاره های شصت

دلهای ما ز آتش ایثار روشن است                ماییم نسل سوخته کربلای شصت

 

آیا می دانی که پیکر شهید مصطفی احمدی روشن آنقدر از هم پاشیده بود که نمی شد به راحتی از ماشین بیرونش کشید؟

منشا این همه کینه از کجاست؟

باید این مساله را از ابعاد مختلف بررسی کرد:

بعد اول: ناامنی حاصل از خیانت و فتنه

بعد دوم: چرا دانشمندان و نخبگان علمی؟

بعد سوم: درد بی دردی ما

هر کدام از این ابعاد قابل تامل و بررسی است .....

درد ما این است که همه جا بسیجی را خونریز و افراطی معرفی می کنند و از آن سو مظلومانه خون بسیجی های فداکار و میهن دوست را می ریزند و ما هم ساکتیم.

یادمان باشد که اگر بی درد باشیم روزی نامرد می شویم و درد بی دردی علاجش آتش است.

ما رزمندگان جنگ نرم با تکیه بر پرچم یا حسین چشم انتظار امام عصر گوش به فرمان سید علی خامنه ای از پا خواهیم نشست.

انشاءالله و در این راه اقتدایمان به نسل شهدای انقلاب اسلامی است. ما شهادت را هدف نمی دانیم. هدف حزب الله خدمت است و مزدش شهادت.

حال باید از خویش بپرسیم که آیا هنوز وقت آن نرسیده که بیدار شویم؟

برای شادی روح شهدای علمی اخیر احمدی روشن و قشقایی و همه شهیدان صلوات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 19:17  توسط مبارکه |